شكست نياز
سلام لطفا این پستو حتما بخونید.این شعر فروغ محشره.
شكست نياز
آتشی بود و فسرد
رشته ای بود و گسست
دل چو از بند تو رست
جام جادوئی اندوه شكست
آمدم تا بتو آويزم
ليك ديدم كه تو آن شاخه بی برگی
ليك ديدم كه تو به چهره امیدم
خنده مرگی
وه چه شيرينست
بر سر گور تو ای عشق نيازآلود
پای كوبيدن
وه چه شيرينست
از تو ای بوسه سوزنده مرگ آور
چشم پوشيدن
وه چه شيرينست
از تو بگسستن و با غير تو پيوستن
در بروی غم دل بستن
كه بهشت اينجاست
بخدا سايه ابر و لب كشت اينجاست
تو همان به كه نينديشی
بمن و درد روانسوزم
كه من از درد نياسايم
كه من از شعله نيفروزم
+ نوشته شده در ۱۳۹۱/۰۸/۰۲ ساعت ۳:۵۵ ب.ظ توسط aram
|
من دست